کلنیک مشاوره وروانشناسي شبانه روزی شريف

مطالب رادرپیام نما کانال3سیما ص660 روانشناسی بخوانیدشماره تماس سراسری9-9099070017

مدیریت هیجانات

مجله مشاوره و روانشناسی 233

مدیریت هیجانات

شما چگونه هيجان خود را كنترل ميكنيد.؟

آيا از توانايي لازم براي كنترل هينحان خود برخورداريد.؟

در زندگی روزمره‌ی خود همواره با حوادث و اتفاقات مختلفی مواجه و یا از وقوع آن‌ها مطلع می‌شویم که هر یک از آن‌ها احساسات یا هیجاناتی را در ما پدید می‌آورند که یقیناً در شکل دادن رفتارهای ما تأثیر‌گذار است. مثلاً وقتی خوش‌حال هستیم به معنای آن است که اتفاق خوبی را پشت‌سر گذاشته‌ایم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1390ساعت 9:17  توسط دكتر محمد احمدي باگروهي ازمشاورين شريف   | 

مقابله با افسردگي

مجله مشاوره و روانشناسی 223

مقابله با افسردگي

آيا تاكنون افسرگي را تجربه كرده ايد.؟

شما چگونه از افسردگي پيشگيري ميكنيد.؟
افسردگي يكي از مهمترين بيماريهاي ناتوان كننده رواني است.، كه ممكن هست مشابه سرماخورده گي هر كسي توي زندگي آنرا تجربه كند.
بيماريي افسردگي توانايي مارا را در عملكرد, تفكر و احساس تحت تأثير قرار مي دهد. بطور ويژه افسردگي يك مشكل عاطفي است كه با غمگيني يأس و نااميدي فراگير مشخص مي گردد. فرد افسرده اغلب لذت بردن، از زندگي را ازدست ميدهد. احساس تنهايي شديدي مي‌كند. و براي درگير شدن در فعاليت هاي روزمره زندگي از نيرويي كم برخوردار است. بسياري از مردم در دوره هايي از زندگي خود نسبت به رويدادهاي زندگي احساس دلسردي مي كنند. بهرحال, افسردگي واقعي عميقتر و طولاني تر بوده و كل وجود شخص را تحت تأثير قرار مي دهد.

افراد داراي افسردگي آرزوي روزي بهتر را مي كنند, اما اميدي براي آمدن چنين روزي ندارند. آنها نمي دانند كه چطور مي توانند احساس بهتري داشته باشند كساني كه از افسردگي رنج مي برند ممكن است نوسانهاي خلقي شديدي را تجربه ‌كنند و يا بخواهند كه از تعاملات اجتماعي كناره گيري كنند. احساس ناكامي و ناتواني در پايان دادن به آن, موجب دلسردي بيشتر آنها مي شود. در مواردي, افسردگي براي مدت زمان طولاني تري ماهها و حتي سالها ، طول مي‌كشد, يك راه براي مقابله با افسردگي تعيين شدت آن, فهم اثرات آن از زمان شروع تا كنون, و جستجوي شيوه هاي درماني است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اردیبهشت1390ساعت 8:39  توسط دكتر محمد احمدي باگروهي ازمشاورين شريف   | 

مجله مشاوره و روانشناسی 220

تمرکز كردن

دانش آموزان ودانشجويان اين مجله را به دقت بخوانند.

از یکی از فیلسوف پرسیدند: آیا پس از این همه دانش هنوز هم به ریاضت مشغولی؟ گفت: آری. گفتند: چگونه؟ گفت: وقتی غذا می خورم صرفاً غذا می خورم و وقتی می خوابم فقط می خوابم.
آیا شما هم هنگام غذا خوردن می توانید تمام توجهتان را روی غذا خوردن و لذت و مزه غذا معطوف کنید،؟

 یا اینکه معمولاً از افکار مربوط به گذشته و آینده آشفته اید و چون به خود می آیید می بینید غذایتان تمام شده وازغذا خوردن هيچ لذت نبرده ايد.

تمرکز واقعی یعنی اینکه اگر شما در طول روز به پنج فعالیت مختلف مشغولید، در هر فعالیت صرفاً به آن فکر کنید و از افکار مربوط به کارهای دیگر آسوده باشید. موفقیت زندگی روزانه ما تماماًً به میزان تمرکز ما بر امور روزانه ارتباط دارد. اگر شما قادر باشید به هنگام کار فقط روی کار خود، به هنگام ورزش صرفاً روی انجام حرکات، در هنگام مطالعه فقط روی موضوع کتاب و به هنگام انجام فعالیت هنری از قبیل موسیقی، نقاشی، خطاطی و… به فعالیت هنری خود توجه و تمرکز کنید، عملاً موفقیت شما به میزان چشمگیری افزایش می یابد. تمام نوابغ جهان کسانی بودند که از قدرت تمرکز فوق العاده ای برخوردار بودند. آشفتگی و شوریدگی ذهنی، عملاً شما را به هیچ عنوان موفق نمی کند. وقتی کار می کنید به خانواده می اندیشید، وقتی در خانواده به سر می برید از شغل خود نگرانید و وقتی ورزش می کنید در اندیشه تحصیل هستید و وقتی درس می خوانید فکرتان هزار سو می رود. این عملاً اتلاف وقت و مؤثر نبودن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 فروردین1390ساعت 9:29  توسط دكتر محمد احمدي باگروهي ازمشاورين شريف   | 

مجله مشاوره و روانشناسی شماره 217مردم چه میگویند

 

مردم چه میگویند؟

آيا تاكنون فكر كرده ايد كه مردم درباره رفتار شما چي ميگويند.؟

آيا برايتان مهم هست كه مردم در باره شما چي ميگويند.؟

به نظر شما كدام كارمهم تر هست .؟

خواسته خودتان يا حرف مردم.؟

اگه يه كم به رفتار خودمون دقت كنيم خواهيم ديد كه ما هر روز اين جمله تكراري رو ،تكرار مي كنيم.مردم چه میگویند؟

می خواستم به دنیا بیایم،پدرم گفت  زایشگاه عمومی، مادرم گفت نه فقط بیمارستان خصوصی. پدرم گفت: چرا؟... مادرم گفت: مردم چه می گویند. می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت نه : فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟...مادرم گفت: مردم چه می گویند؟به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟با دختری با وضع اقتصادي معمولي  می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟...گفتند: مردم چه می گویند؟

می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای كوچك  اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟ 

اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟! گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟

می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا كمك به خانواده كرده باشم .زنم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟ بچه ام می خواست به دنیا بیاید، در زایشگاه عمومی. همسرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟ می خواستم بمیرم. بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟... گفت: مردم چه می گویند؟

مُردم .برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟

از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!.. خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند.

حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش نیست: مردم چه می گویند؟مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، لحظه ای نگران من نیستند.تازه اگر هم باشند چه كار ميتوانند بكنند.؟

يك دفعه از خواب بيدار شدم خدارو شكر كردم كه داشتم  خواب ميديم

از حالا ميتونم براي خودم زندگي كنم وديگه كاري به حرف هاي  مردم ندارم حالا ديگه متوجه شدم بايد خودم باشم تا بتوانم درست زندگي كنم . زندگي كه فقط براي حرف مردم باشد ارزش زندگي كردن ندارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 فروردین1390ساعت 11:33  توسط دكتر محمد احمدي باگروهي ازمشاورين شريف   | 

همسان گزینی

اطلاعیه

مرکز مشاوره شریف هر هفته اقدام به برگزاری کلاس وهمایش همسان
 
گزینی در روزهای پنجشنبه از ساعت ۴تا ۶با حضور داوطلبان میکند
 
شمامیتوانید ضمن شرکت در  کلاس های آموزشی با حمایت انجمن
 
حمایت  از نهاد خانواده همسر دل خواه خود را انتخاب کنید.
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 دی1389ساعت 10:9  توسط دكتر محمد احمدي باگروهي ازمشاورين شريف   | 

راه حل

هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسيدم شما چطور

مي‌فهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب مي‌کنيم و يک قاشق چايخورى، يک

 فنجان و يک سطل جلوى بيمار مي‌گذاريم و از او مي‌خواهيم که وان را خالى

 کند.

من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است.

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زير آب وان را بر مي‌دارد... شما

مي‌خواهيد تختتان کنار پنجره باشد؟

نتیجه گیری :

1. راه حل هميشه در گزينه هاي پيشنهادي نيست.

2. در حل مشکل و در هنگام تصميم گيري هدفمان يادمان نرود . در حکايت فوق هدف خالي کردن آب وان

 است نه استفاده از ابزار پيشنهادي.

3. همه راه حل ها هميشه در تير رس نگاه نيست .

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 دی1389ساعت 9:24  توسط دكتر محمد احمدي باگروهي ازمشاورين شريف   |